طراحی سایت

طراحی سایت


سامان یولو  ( saman yolu )
آموزش زبان  و فرهنگ ترکی قشقایی

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی
این وبلاگ به آدرس زیر انتقال یافته است لطفا به آدرس اینترنتی زیر مراجعه فرمایید

www.TQBD.org



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی


دوستان عزیز همانطور که در برنامه ی وبسایت مشخص شده از این به بعد روزهای شنبه مخصوص مطلب آموزش زبان ترکی در نظر گرفته شده است دلیل این کار این بود که من فکر کردم شاید برخی از دوستان برای دسترسی به اینترنت دارای محدودیت باشند با این کار حالا شاید آن افراد نیز بتوانند که برنامه ریزی نموده و بهتر مطالب مربوط به زبان را پیگیری نمایند، از ترکان قشقایی و ترکان آذری خواهشمندم اگر سوالی در باره ی نوشتار زبان ترکی داشتند مطرح نمایند تا جواب داده شود، هم اکنون در مطالبی که در ادامه خواهد آمد درس چهارم را با هم شروع خواهیم نمود:

عرب

Latin

نگ

ŋ

د

D d

ای

İ i

ز – ظ – ض – ذ

Z z

م

M m

غ

Ğ ğ

و

V v

ه – ح

H h

س – ص – ث

S s

ف

F f

ک

K k

مثال:

کؤک ( ریشه، بن )، ساغ ( راست، سالم )، قوزی ( شمال )، دوْغو ( شرق )، هافیْ ( اژداها )، وورغون ( در عشق )، دنگیْز ( دریا )، تنگ ( تنگه )، قوزّو ( بره )، آغز ( دهان )، یاغمور ( هر نوع بارندگی )، دوْغرو ( صحیح )، اؤلوٌم ( مرگ )، دیل ( زبان )، بیز (ما )، دلی ( فردی که زیاد می داند ) و …

Örnek

Kök, Sağ , Quzey , Doğu, Hafı , Vurğun , Deŋiz , Teŋ , Quzzu , Ağız , Yağmur , Doğru , Ölüm , Dil , Biz , Deli

Türk Qaşqayı Bilgilik Dayanağı




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آبان ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی


امروزه طبق علوم آموزش زبان ها اول حروف صدا دار آموزش داده می شوند، اما من چون بصورت اینترنتی آموزش را شروع کرده ام نمی توانم فقط حروف صدا دار را بگم و باید حروف بی صدا هم گفته شود تا بتوانم برای شما مثال بزنم:

 

عربی

Latın

آ، ا

 

ب

 

ج

 

      اَ ه *   

 

اِ ئ

 

ل

 

ن

 

A a

 

B b


C c

 

E e

 

É é

 

L l

 

N n

 

 

 

مثال:

 بابا ( پدر ) ، آج ( گرسنه ) ، به به ( بچّه ) ، بال ( عسل ) ، آنا ( مادر ) ، آل ( پیشانی ) ،

آل ( روشن، سفید) ، باج ( پول زور ) ، جان ( نیروی زندگی ) ، جئن ( جن : موجودی نامرئی )

ائل ( ایل ) ، ال ( دست ) ، بئل ( کمر ) ، لال ( گنگ )  و …

 

Örnek 

Baba , Ac , Bebe , Bal , Ana , al , Bac , Can , Cén , él , El , Bél , Lal  ve …

 

*لازم به ذکر است که ترکی جزء زبان هایی است که هجایی نیز خوانده می شود چون نود درصد کلمات ترکی ریشه ای تک هجایی دارند و گاهی یک کلمه به چندین معنی است و اگر حرف صدا دار قبل یا بعد از  حروف بی صدا معلوم نباشد عنی کلمه کاملا غلط برداشت می شود ، به همین خاطر حروف صدا دار هر حرف بی صدا باید مشخص باشد در این الفبایی که معرفی شده تمام حروف صدا دار ها مشخص است به جزء یکی که الان برای آن نیز یک قانون می گوییم :

هرجا حرفی دیدید که علامت نداشت طبق این شرط علامت آن فتحه ( اَ ، ه ) می باشد و هر جا علامت ( ه ) را دیدید این علامت نشان دهنده ی فتحه می باشد .

 

نکته : برخی از دوستان برای من نوشته بودند که در الفبای اورخون حرفی است که نشان دهنده ی ند می باشد بله من هم حرف شما را قبول دارم در الفبای اورخون چنین حرفی وجود دارد، اما باید بگویم که در زمانی که الفبای اورخون مورد استفاده قرار می گرفت برخی از حروف با هم و بصورت ترکیبی تلفظ می شد اما امروزه این ترکیبات هجایی تجزیه شده و به صورت مجزا تلفظ می شوند .  



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی



بهترین و کم نقص ترین الفبایی که می شود امروز برای قشقایی ها مورد استفاده قرار داد این الفبایی است که در بالا آورده شده است لطفا این الفبا را دانلود نمایید تا بیشتر با آن آشنا شوید بعد از اینکه نوع الفبای آموزشی ( لاتین / عرب ) مشخص شد با یکی از الفباهای روبرو کار را شروع خواهیم نمود، من خودم شخصا بر این نظرم که با هر دو الفبا آموزش را شروع کنیم هم لاتین و هم الفبای عرب …

دوستان محترم نظر خودتون را در مورد الفبا هر چه زودتر به بنویسید که هرچه زودتر کار آموزش ترکی را شروع کنیم، اگر فردی هم می تواند در آموزش به ما کمک کند می تواند با من تماس بگیرد :

09394228874 کامران فریدونی کشکولی

 

دوستان در مورد نشریه هم نام آن مشخص شد طبق نظر عموم قشقایی ها نام    قشقایی   را برای نشریه استفاده خواهیم نمود حالا اگر فردی می تواند در گرفتن مجوز ما را کمک کند لطفا هرچه سریعتر با من تماس بگیرد

موضوعات نشریه :

آموزش زبان ترکی قشقایی

فرهنگ و تمدن قشقایی

جدید ترین اخبار جامعه قشقایی ها

تاریخ قشقایی ها

شعر و ادبیات قشقایی ها

و …

ضمنا هر موضوعی که به نظر شما می رسد را برای من ارسال فرمایید

در این نشریه ما به سه دوره ی زمانی یعنی گذشته، حال و آینده متمرکز خواهیم شد که چون از گذشته ما بسیار سخن گفته شده پس ما بیشتر به امروز و فردار خوهیم پرداخت .

 

شاد و سربلند و پیروز باشد

دیشب که نمی دانستم به کدام یک از درد هایم بگریم کلی خندیدم

(( دکتر شریعتی ))



نوشته شده در تاریخ شنبه 16 مهر ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی



درتقویم رسمی کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران ، روز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) یعنی ۲۰ جمادی‌الثانی به عنوان روز زن و همچنین روز مادر گرامی داشته می‌شود . ولی ، روز جهانی زن هر ساله در17 اسفند ( ۸ مارس) برگزار می‌شود. این روز ، روز بزرگ برپایی جشن‌ برای زنان درکل جهان است . فعالان حوزه زنان درایران نیز این روزها را گرامی می‌دارند. افتخار زنان مسلمان ایران همین بس که روز میلاد برترین گوهر خلقت ، بانوی بهشت، حضرت فاطمه زهرا (س) روز زن نامیده شده است . سرمشق گرفتن از مظهر کامل ترین مکارم اخلاقی و اسوه بلندترین کمالات انسانی ، نشان افتخاری است برای همه زنان مسلمان جهان .

برسنگ نوشته ترکی ” یئنی سی”، چنین نوشته شده است: ” تانریْ توٌرک میلّتی یوْخ اوْلماسیْن دئیه ، آتام خاقان ایله آنام خاتیْنیْ یوٌکسلتدی”  ( خداوند ملت توٌرک نابود نشود گفته ، پدرم خاقان و مادرم خاتون را خلق کرد).

همانطور که می بینید در فرهنگ توٌرک سنگ بنای حقوق زنان از ابتدا بر اساس برابری با مردها گذشته شده است . درفرهنگ ترک حقیقت زن درانسان بودن آن است ، چنانکه حقیقت مرد درانسان بودن وی می باشد . جنسیت در ادبیات ، تاریخ ، فرهنگ و تفکر و زبان ترک جایی ندارد . چنانکه گذشته ، اسطوره ها و اساطیر موجود توٌرک مبین این مطلب است.

زن و دختر توٌرک الهه حیا ، احساس ، شجاعت و علم

نقش زن را در هیچ برهه ای از زمان نمیشود نادیده گرفت . در تاریخ و فرهنگ ترکان هم زنانی بوده اند که اسمشان هنوز هم ماندگاراست ، و درتاریخ ثبت شده است .  اگر بخواهیم یک تمدن یا ملتی را ارزیابی کنیم در مرحله  اول باید ببینیم چه ارزشی برای زن قائل بوده اند .

 آنا ( بهشتی : مادر ) ، قیْز (دختر )، آرواد ( زن )،خانیْم ( خانم )، خاتیْن(خاتون)، بگیم (خانم ) قادیْن(خانیْم ) و … واژه‌هایی هستند که ترکان برای نامیدن جنس مؤنث به کار می‌برند و هر یک در سن یا موقعیت اجتماعی مشخصی کاربرد دارد.

ادبیات و فولکلور ترکان ایران‌ پراست ازاشعار، امثال و بایاتی‌هایی که همگی وصف شایستگی‌ها ، برازندگی‌ها و قهرمانی‌های زنان و دختران را بیان می‌کنند . فولکلور ترکی گاه دختر را به سیب سرخ تشبیه می‌کند (قیْز قیْزیْل آلما ) و گاه او را تکه  طلایی درخشان برمی‌شمارد ( قیْزدیْ قیْزیْل پارچاسیْ / پالچیْغا دوٌشر پاریْلدار) . هرچندموقعیت خاص اجتماعی در گذشته داشتن فرزند پسر را برای خانواده‌های متکی به اقتصاد کشاورزی و دامداری طلب می‌کرد و پدر و مادر فرزند پسر را برای تامین مالی و حمایت‌های دوران سالمندی خود بیشتر می‌طلبیدند ، اما دختر نیز نمک زندگی تلقی می‌شد و زنان بدون دختر را زنانی بی‌نمک برمی‌شمردند : (قیْز سیْز آرواد / دوز سوز آرواد ) .

ویژگی های زن توٌرک دراساطیر :

در کتاب حماسی دده قورقود – یکی از کهن‌ترین آثار توٌرکان –  هم آمده است که زنان همسان و هم ردیف مردان هستند . احترام به مادر به قدر احترام به خداست . داشتن فرزند دختر عیب و عار نیست . پدرانی هستند که از خدا می‌خواهند ، برایشان دختری عطا فرماید . زادن دختر به اندازه پسر باعث شادمانی می‌شود . زنان و دختران توٌرک در تیراندازی ، سوارکاری  و ورزشهای دیگردست کمی از مردان نداشته اند .  ضرب المثل های زیادی گواه این مطلب است. ” آسلانیْنگ اؤرکک دیشی سی اوْلماز” (شیر، نر و ماده ندارد) و یا ” آنا کوچوک تانریْ‌دی”(مادر خدای کوچک است) .

زن تورک درکتاب “دده قورقود” دارای خصائل آزادی ، امکان تحرک اجتماعی، جسارت ، ایستادگی و ایفای حقوق و اختیارات همسر و مادر درعالیترین شکل است . به نظر می رسد امروزه این خصائل ، به مرور زمان و تاثیرات سایر فرهنگها دچار تغییراتی شده است . دراین خصوص تامل درتفاوت بسیار میان جایگاه زن درفرهنگهای اعراب ، فارسها ، ارامنه و توٌرکها ضروری به نظر می رسد .

نمونه ها:

1- چیچک :

“چیچک” در داستان سوم دده قورقود نمونه کاملی از اقتدار یک زن درنقش “معشوقه” بامسیْ بئیرک است هم سن اوست ، جسور است ، درتیر و کمان و اسب سواری مهارت دارد ، برای اینکه بداند بامسیْ بئیرک شوهر مناسبی برای اوست یا نه ، امتحانش می کند.

2- همسر دیرسه خان:

 در داستان اول کتاب ، کسی که صاحب فرزند نباشد تحقیر می شود. نمونه آن تحقیر “دیرسه خان” در این داستان است. دیرسه خان بخاطر نداشتن فرزند تحقیر می شود، اما در مراجعت ، نه تنها با همسرش تند خویی نمی کند، بلکه با او “همدردی” می کند و همسرش “راهنمایی”. بعدها وقتی دیرسه خان پسرشان (بوْغاج) را  به شکار می برد و تنها باز می گردد ، همسرش درمقام حسابرسی از او قرار می گیرد .

3- اطاعت کامل از مادر:

بوغاج خان ، پدری که او را به قصد مرگ در کوه رها کرده بود را با یک سخن مادرش می بخشد .

4- بوْرلا خاتیْن:

 بورلا خاتین ، دراین کتاب ، نماد عفّت و ناموس ، مظهر استقلال زن توٌرک است . او وقتی به دست دشمنان اسیر می شود ، برای حفظ عفّت و ناموس خود ، حتی حاضر به خوردن گوشت پسر خود می شود . درعین حال بوْرلا خاتیْن مظهر استقلال زن توٌرک نیز هست و در داستان از چادرها ، خدمتکاران و گله های خود او بسیار سخن رفته است.

ویژگی های زن توٌرک در تاریخ :

تاریخ و ادبیات معاصر توٌرکان پر است از زنان و دخترانی که ازچشمه‌ی جوشان طبع شاعران جوشیده‌اند و قهرمان شاهکارهای ادبی گشته‌اند یا اینکه در واقعیت چنان حماسه‌ای خلق کرده‌اند که به افسانه‌ها و داستان‌های توٌرکان پیوسته‌اند و قصه زندگی‌شان ثبت اذهان توٌرکان گشته است.

1- ملکه توموروس:

 دوران ملکه توموروس قدرت و جایگاه ” زن” درمفکوره ملی توٌرکان است. او یک انسان بود و یک زن، یک زن تورک . سرزمین مدیریتی او قلمروی پهناوری داشت . تاریخ آن 539 قبل از میلاد بوده است.

او پادشاه و امپراطورملتی بود که ازجنگاوری و شجاعت و نترسی آنان ملل دیگرهنوز هم انگشت بدهان هستند و حیران  و در آن اثنا تاریخ بشریت به خود بالیده است و هنوز هم تاریخ به آن ملت بدهکاراست . ملکه توموروس بانویی که رهبری و پادشاهی توٌرکان ماساژت ( سکّا ) را به عهده داشته است . در سرزمین پهناور آن زن بی همتا امنیت، عدالت (زن بودن یک امپراطور عدالت بودن یک ملت را نشان می دهد) ترقی ، دگرگونی های اجتماعی و صنعتی ، انکشاف ابزارهای اقتصادی و رزمی و جنگی ، تحول عظیم خطی و شکلی ، ایجاد یک سیستم ارتشی و جنگاوری در زمان خود  و … گویای یک مقام والا دریک سیستم اداره کشوری که حاکی از شایسته سالاری یک ملت را نشان می دهد ، نمودار می گردد .

2- دختر شاه خزرها :

هزار سال بعد، این بار از آن ملت کثیر نوبت به خزر ها رسید. درهمان سرزمین یعنی از غرب سواحل دریای خزر تا به مرز امپراطوری بیزانس همان ملت با نامی قبیلگی خود ” خزرها “.  خزرها درتاریخ همتایی ندارند آنان بسیار شجاع و جنگجو و میهن پرست بودند و به آئین اجدادی شان سخت وابسته بودند. بیزانس دولت قدر وقت در مبارزه با ساسانیان به دولت وقت خزرها تمسک می جوید و آنان در امر قول و وفا زبان زدند و به یاری دولت بیزانس درجنگ با ساسانیان دست می زنند.

حال دولت بیزانس چگونه رغبت خزرها را به خود جلب کند تا با اتفاق انان به جنگ ساسانیان ادامه دهد و این شد که خواستند وصلت درباری صورت گیرد تا تمامیت ارضی بیزانس محفوظ باشد . و این شد که برای پسر ارشد امپراطوری بیزانس دختر شاه خزرها را به زنی گیرند تا بلکه به همین وصلت آنان از تعرضات ذاتی ساسانیان درامان بمانند و رفتند حال را به شاه خزر گفتند و او چیزی نگفت تا مراد دختر را به چنگ آورد و شاهزاده چنین گفت : درمرام ما شاهزاده با شاهزاده ازدواج می کند و این سنتی نیک است ، اما نه به همین خامی و سادگی . در تمام کتب تاریخی چنین نوشته اند که دختر شاه خزر پیشنهاد مسابقه و دوئل را کرد ، زیرا که این امر در نزد توًرکان رایج بوده و همین اکنون در قرن بیست و یک نیز شایع می باشد.

اسب دوانی کردند ، درحال اسب دوانی دختر خزرها تیرها را به هدف می کوبید ، از زیر شکم اسب در حال سرعت و دویدن اسب به طرف دیگر می جهید ، در شمشیر زنی مثال زدنی بود ، تیرکمان را از بچگی یاد گرفته بود و به مانند دیگر سردارا ن مرد جنگ به جنگ ها گسیل می شد . درنهایت شاهزاده بیزانس تسلیم حقایقی شد که مانند آن را ندیده بود. بدان جهت هرچه بار عروسی را خزرها زیاد کردند ، آنان بدون کلام همه چیز را قبول نمودند . انگار که شاهزاده بیزانس تسلیم عشق پاک خود شد و اورا به دربار بیزانس دعوت کرد. و او “زن”بود ، یک زن توٌرک .

3- “زینب پاشا “ی زین الدینی تبریزی

تاریخ معاصر ترکان نیز مبهوت بزرگی صدها زن بزرگ درحوادث دوران قجریه ، انقلاب مشروطه ، استبداد رضاخانی و دوره پهلوی دوم می‌باشد . خانه مشروطه تبریز در کنار تمامی بزرگ مردان آزادیخواه ، از بانوی مبارز دوره قاجار یعنی ”زینب پاشا ” نیز سخن‌ها دارد.

زینب پاشا یکی از مبارزین جنبش بیداری زنان در جریان انقلاب مشروطه . سردسته زنان شرکت کننده در نهضت تحریم توتون و تنباکو بود و در گشودن انبارهای محتکران تبریز در زمان قحطی نان پیشگام .

قهرمان دختر توٌرک آذربایجانی که چماق در دست به ظلم و جور می‌تازد و ترانه ”زینب پاشا الده زوپا اوٌز قوٌیدو بازار اوٌستوٌنه” را ورد زبان‌ها می‌کند.

باز هم مشروطیت بود و آذربایجان یکجا برای مدافعه ازحقوق خود به استبداد فشار می آورد . ستارخان در پیش حرکت می کرد و مجاهدان به طرفداری از وی . او را فرا خواندند که شاید بشناسد مجاهدی را که دراثر گلوله مستبدین کشته شده بود . رفت تا صورت او را ببیند شاید کاری کرده باشد . همه ایستاده بودند و او در تشخیص آن کشته . که ناگهان چهره ستارخان اندوه ناک شد و حالت مصیبت را به صورت خود گرفت همه در ماندند که قضیه چیست . آنگاه او کلام گشود و گفت :

او”زن” است که چند ماه قبل برای مبارزه با مستبدین به من اصرار ورزید تا مشارکت کند که من موافقت نکردم و اجازه ندادم که تفنگ به دست گیرد تا دوش بدوش مجاهدین به جنگد . لذا او برای اینکه با مجاهدین باشد، لباس سربازی مردانه را به تن کرده تا کسی متوجه وی نباشد و تا آخرین قطره خونش با بیگانه جنگیده و حالا نیز شهید شده است . او “زن”بود یک “زن” توٌرک . او “زینب پاشا”ی زین الدینی تبریزی بود.

4- سارای قهرمان:

 براساس شواهد تاریخی بعد از اشتباه توٌرکهای خوارزمشاهی در قتل هیئت مغول ، چنگیزخان به ایران حمله کرد و محمد شاه از پیش آنان گریخت . اما پسرش جلال الدین در مقابل مغولها ایستادگی کرد و برای اینکه زنان خوارزمشاهی به دست سربازان مغول نیافتند خود را به آب رود سند انداختند . این رفتار ملی زنان توٌرک در افسانه ­های آذربایجان نیز انعکاس یافته است . در داستان منظوم « آپاردیْ سئل لر سارانیْ » ، سارا نامزد «خان چوْبان» برای اینکه بدست خان ظالم نیافتد خود را به رودخانه ی آراز می اندازد . در شهر قوشاچای (میاندوآب) نیز تا همین اواخر زنان و دختران جوان درحملات وحشیانه ی اکراد ( ایرانیان اصیل ) ترجیح می دادند خود را به آبهای خروشان جیغاتی و تاتایْو بیندازند اما بدست دشمن نیافتند . در جنوب ایران زنان قشقایی برای اینکه به دست دشمن اسیر نشوند همگی موهای خود را به هم بستند و خود را از کوه به پایین پرت نمودند .

“سارای” که قهرمان بانوی یکی ازمعروفترین شعرهای ترکی حکیم ابوالقاسم
نباتی اشتبینی است ، در راه عشق و عفّت و پیمانش ، خود را به آرازچای می‌اندازد
تا برای همیشه نوعروس خان چوْپان خودش باقی بماند و در سوز اوْ سازهای عاشیْغیْ
غم‌افزاترین ترانه توٌرکی باشد : (آپاردیْ سئل‌لر سارانیْ ) .

5- تئل لی زری :

”تئل لی زری” هم قهرمان دیگری است که در روزهای خون و آتش انقلاب مشروطه در کنار دیگر بزرگمردان آزادیخواه ، به‌عنوان سربازی مبارز در سپاه ستارخان می‌جنگد و سرانجام به شهادت می‌رسد.

6- ”سورو” دوشیزه ای عاشق :

 عاصم کفاش اردبیلی نیز دریکی از زیباترین مجموعه اشعار ترکی وصف دوشیزه‌ای عاشق به نام ”سورو” را می‌کند که نامردی روزگار او را مجنون زمانه می‌کند و این بار دخترک عاشق‌پیشه فرهادی و مجنونی در پیش می‌گیرد :

 (ایش دؤنوٌب / لیلی دوٌشوٌب چؤل لره مجنون سوراغیْندا / شیرین الده تئشه داغ پارچالیْیر / فرهاد اوْتورموش اوْتاقیْندا )

7- “هئجر” جنگاوری شجاع

شیر زن دیگری که “هجر” نام دارد . شیرزنی جنگاور و شجاع که دوشادوش همسرش ( قاچاق نبی ) خواب را بر نامردان حرام میکند.

8- پروین اعتصامی شاه بانوی ادبیات ایران

شاه بانوی ادبیات ایران زمین نیز از تبریز و ترکان آذربایجان سربرافراشت و پروین آسمان ادب پارسی گشت.

پروین اعتصامی هم در اشعار خود از شخصیت و مقام و منزلت زن دفاع می‌کند و این گونه نام خویش را جاودانه می‌سازد.  پروین اولین و آخرین شاعر زن توٌرک آذربایجانی نبود ؛ بلکه پیش از او بزرگ ‌زنان دیگری نیز بوده‌اند که در آسمان ادبیات درخشیده‌اند و بعد از او نیز هم اکنون انجمن‌های ادبی در شهرهای مختلف کشورمان شاهد هنر نمایی دختران و زنان ترک شاعری است که در زبان‌  توٌرکی اثرهای بی‌بدیلی می‌آفرینند.

9یکی دیگر از شیرزنان توٌرک خدیجه بی یی قشقایی نام دارند که ایشان همسر صولت الدوله ی قشقایی می باشند ، در چندین سال مبارزه با اجنبی های انگلیسی و روس و نامردان پهلوی دوش به دوش سردار قشقایی با آنان جنگید و در سال هایی که صولت قشقایی در اسارت پهلوی به سر می برد ایل قشقایی را هدایت و رهبری نمود . فرزندانی همچون ناصر و خسرو خان قشقایی در دامان این بزرگوار پرورش یافتند . احمدشاه قاجار به خدیجه بی یی لقب احتجاب السلطنه داده بود و رضا شاه گفته بود در زندگیم دو مرد دیده ام یکی مادر مهندس امینی و دیگری خدیجه بی یی و باید به این شیر زن نشان سپه بدهم ، در زمانی که جسد صولت الدوله ی قشقایی را به وی تحویل می دهند به تیمورتاش می گوید به رضا پهلوی بگو نشان سپه تو به دستم رسید نامرد .

امروزه ما باید ارزش جایگاه مادرن ما بسیار بالا ست و مادران ما نیز باید بدانند که فرزندان آنان چراغ راه ترکان می باشند پس باید از جان و دل مایه بگذارند تا روز به روز فرزندان آنان راه های بلند تری را بپیمایند و چراغ راه آنان روش بماند بقول یکی از شاعران قشقایی که می گویند :

اوشاغیْ کی تانیْمیْیر سوْل اوْ ساغیْنیْ                    آناسیْ کور ائدمیش ائل اوْجاغیْنیْ

باشد که امروز مادران و دختران ما این شیرزنان را الگوی خود قرار دهند و راه آنان را انتخاب نمایند و قدری بیشتر به فکر فرزندان آینده ی جامعه ی ما باشند . . .

آن مادری که به میل خویش به فرزندش اجازه می دهد که وی را مامان خطاب کند باید بداند که آنا به معنی بهشتی است آیا از ارزش معنی این کلمه خجالت نمی کشی که به فرزندت اسرار می کنی که تو را مامان صدا کند یا نسبت به مامان گفتن فرزندت بی تفاوت هستی ؟

فقط این را بدان که اگر نسبت به آینده ی فرزندانت بی تفاوت باشی ننگ آیندگان را خریده ای و باشد که آیندگان تو را ننگ شمارند ، من فقط وظیفه داشتم که این مطالب را بگویم چون نسبت به خدای خود و جامعه ی خودم ، نسبت به گذشتگان خودم و کسانی که در آینده وارث این فرهنگ خواهند شد مسئولم آری مسئولم . . .


نویسنده : کامران فریدونی کشکولی



منابع و مواخذ:

1- کتاب تاریخ ایرا ن باستان حسن پیر نیا جلد یک

2- کتاب مرحوم زهتابی (ایران تورکلرینین اسکی تاریخی) جلد اول

3- کتاب تحقیقی ارتورکستلر با نام “خزرها”.



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی


تا چند روز دیگر از میان ایل قشقایی دیگر کسی باقی نخواهد ماند که در برابر جاذبه‌ی سحرانگیز کوچ تاب آورده باشد. برای عشایر، ماندن مثل مردن است و جاذبه‌ی کوچ، تنها در مرغزارهای سرسبز نیست. آنان که مانده‌اند، شهر را به بهای اسارت خریده‌اند. بهار کوچ آنان که مانده‌اند، شهر را به بهای اسارت خریده‌اند. عشایر همسفر بهار هستند و این حرکت دائم، از آنان مردمی آزاده و بی‌تکلف ساخته است. رودخانه‌هایی هستند که حیاتشان در ترک ماندن است، اگرنه عادات و تعلقات آنان را به بند می‌کشد و از ظلمات درونشان مردابی عفن ظاهر می‌شود. پیوندی که همسفران بهار با طبیعت بسته‌اند، آنان را روشنی آب و طراوت شبنم، لطافت گلبرگ و آزادگی کوهسار، رقت نسیم و صلابت صخره‌ها، صمیمیت آفتاب و وسعت دشت بخشیده، و هجرت دائم، مرداب‌های عفن وجودشان را خشکانده است.

خانواده‌ی شهید طمراس چگینی آخرین روزهای ییلاق خویش را در نزدیکی‌های فیروزآباد می‌گذراندند. در آغاز گفت‌وگوی ما با پدر و برادر شهید طمراس چگینی، پیرمرد خوش‌چهره‌ی دیگری هم که همچون پدر شهید چگینی کلاه قشقایی به سر نهاده بود، به جمع ما پیوست. گفتند که او پدر شهید قیطاس میرزاده است، شهیدی دیگر از طایفه‌ی کوچک چگینی.

‌‌شلمچه‌
‌‌انعکاس غروب آفتاب در آبگرفتگی شلمچه تمثیلی تاریخی است، آیتی است از آیات قدسی آفرینش که در خود، راز یک سنت تغییرناپذیر را نهفته دارد.

شهادت جانمایه‌ی انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است. رمز آنکه سیدالشهدا(ع) را خون خدا می‌خوانند در همین‌جاست. خون پیکره‌ی حق در طول تاریخ از قلب عاشوراست و اگر حقیقت را بخواهی، هنوز روز عاشورا به شب نرسیده است. کاروان تاریخ روان است و یاران عاشورایی سیدالشهدا(ع) یکایک از صلب پدران و رحم مادرانشان پای به سیاره‌ی زمین می‌گذارند و در زیر خیمه‌هایی پشمینه و یا در خانه‌هایی کاهگلی بزرگ می‌شوند و خود را به صحرای کربلا می‌رسانند. مرتضی جاویدی و طمراس چگینی از این خیلند.

شهید طمراس چگینی، معاون شهید خلیل مطهرنیا، مسئول طرح و عملیات لشکر المهدی بود. او اکنون در کنار خلیل، که با دوربین رفت و آمد دشمن را در کنار دریاچه‌ی پرورش ماهی زیر نظر گرفته، ایستاده است. خلیل دوربین را به طمراس می‌سپارد.

فرمانده لشکر نیز سر می‌رسد و این بار او به جبهه‌ی دشمن خیره می‌شود. آنچه که نظر آنان را به خود جذب کرده است، تلاشی است که در جبهه‌ی دشمن به وسیله‌ی بچه‌های تخریب انجام می‌شود. آنها رفته‌اند تا با پودر آذر، جاده‌ی تدارکاتی دشمن را منهدم کنند. آنچه در کتاب‌های تاریخ نگاشته‌اند این است که ریشه‌ی جنگ‌ها همواره در جاذبه‌ای است که نفس انسان را به جانب قدرت و حاکمیت یافتن بر دیگران می‌کشاند. اما ریشه‌ی این جنگ برای ما در معتقداتی است که راه ما را به طریق هزاران ساله‌ی انبیا پیوند می‌دهد و اگر اینچنین نبود، طمراس دانشگاه را رها نمی‌کرد تا به جبهه بیاید و اگر اینچنین نبود، هرگز مردم جایی در جنگ نمی‌یافتند.

خون پیکره‌ی حق در طول تاریخ از قلب عاشوراست که سرچشمه می‌گیرد و اگر حقیقت را بخواهی، هنوز روز عاشورا به شب نرسیده است. کاروان تاریخ روان است و یاران عاشورایی سیدالشهدا (ع) یکایک از صلب پدران و رحم مادرانشان پای به سیاره‌ی زمین می‌گذارند و در زیر خیمه‌هایی پشمینه و یا در خانه‌هایی کاهگلی بزرگ می‌شوند و خود را به صحرای کربلا می‌رسانند.

آخرین بار شهید مرتضی جاویدی را در کنار دریاچه‌ی پرورش ماهی ملاقات کردیم. دو سه ساعت بیش‌تر نبود که این خط به تسخیر رزمندگان اسلام درآمده بود و برای تثبیت کامل آن هنوز بچه‌ها به‌شدت با نیروهای زرهی دشمن درگیر بودند. مرتضی که خیال داشت گردان خود را پیش ببرد و راه گریزی هم از نگاه دوربین نیافته بود، به‌ناچار سعی کرد با همان نگاهی که همواره گویی به فراتر از نهایت‌ها می‌نگریست، در چشم دوربین نگاه کند و با عجله به سؤ‌الات ما پاسخ گوید. بعد هم باشتاب در حالی که یک موشک آرپی‌جی به دست داشت روانه شد. مرتضی را در جبهه با نام «اشلو» می‌شناختند. و اگر درست بیندیشیم، تقدیر آینده‌ی جهان نه در کف نام‌آوران دنیای تیره‌ی سیاست، بلکه در کف دلاوران گمنامی چون مرتضی جاویدی و طمراس چگینی است که فارغ از نام و نشان دست‌اندرکار تغییر عالم هستند.



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی


با شروع انقلاب صنعتی و پیشرفت روز افزون جهان و ایجاد فرصت های شغلی در شهر ها، میل به اسکان در میان عشایر ایجاد گردید، بطوریکه در تمام کشور های در حال پیشرفت آن زمان، اسکان عشایر به صورت داوطلبانه شروع شد.

اسکان عشایر در اروپا و دیگر کشورها بر حسب احساس نیاز خود عشایر، شروع و با حمایت های دولت ادامه یافت، حمایت هایی که تمام زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … را تحت پوشش قرار می داد.

در ایران نیز، از آغاز قرن بیستم رژیم وقت، اقدامات پردامنه و گاه خشونت آمیزی را جهت اسکان عشایر اعمال نمود .

در کشور عزیزمان، به تبعیت از کشورهای پیشرفته و احساس نیاز رژیم غاصب پهلوی، اسکان عشایر، ضمیمه سیاست های رژیم وقت قرار گرفت. اسکان عشایر نیز همانند دیگر کارها، بدون مطالعه و بر حسب اتفاق ( هرچه پیش آید خوش آید ) و اجبار شروع شد و دولت با سخت کردن شرایط زندگی شروع به اسکان اجباری عشایر نمود. از جمله ی کارهای رژیم می توان به از بین بردن ساختار ایلی در پی بازداشت خوانین، شروع طرح اصلاحات ارضی و ملی اعلام کردن جنگل ها و مراتع اشاره نمود.

بعد از رژیم پهلوی علی رقم پافشاری جمهوری اسلامی ایران بر کوچ در دهه اول، در دهه های بعد سیاست یکجا نشین کردن عشایر دوباره در دستور کار قرار گرفت.

سیاست یک بام و دو هوایی که درمورد عشایر پیش رو گرفته می شد، در این مورد نیز به قوت خود باقی ماند و همانند گذشته باعث نابودی فرهنگی و اقتصادی عشایر ایران گردید، از طرفی عشایر ایران تشویق به اسکان اجباری می شدند و از طرفی حمایت های کامل دولت در اختیار آنان قرار نمی گرفت و یا در برخی موارد همانند مورد فرهنگ قومی آنان، اصلا حمایتی تعریف نشده بود.

قشقایی ها به عنوان یکی از گروه های عشایری نیز از این قاعده مستثنا نماندند و این سیاست در مورد آنان نیز بکارگرفته شد.

بعد آنکه تمام ایل راه ها به طور تقریبی بر روی قشقایی ها بسته و شرایط طوری شد که آنان تن به اسکان اجباری دادند، وامی در اختیار آنان قرار گرفت تا در حومه شهر خانه سازی کنند، از آنجا که وام پرداختی در حد کافی نبود خانه ای نیمه کاره ساخته شد و در آن سکونت گزیدند ( از چادر های ضد زلزله به خانه هایی پناه آورده بودند که خود زلزله محسوب می شد و احتمال داشت هر لحظه تلفات جانی داشته باشد ) اما مشکلات از همین لحظه شروع گردید.

به خاطر وجود نداشتن یک منبع درآمد برای امرار و معاش و نبود دانش کافی برای ایجا شغل آنان از پرداخت وام دریافتی عاجز ماندند و از طرفی برخی مواقع حتی غذا برای خوردن نیز نداشتند.  نبود آموزش کافی باعث شد که در دید شهروندان قبلی به دید کولی به آنان نگریسته شود و مورد تمسخر واقع شوند و این اعمال باعث شد که از فرهنگ قومی خود متنفر گشته و به دیگر فرهنگ های شهری پناه ببرند و این خود جای بسی تفکر دارد …

مشکلات دیگری نیز به وجود آمده که فقط با حظور در مناطق اسکان می توان آن را مشاهده نمود و بنده از به زبان آوردن آن شرم دارم.

به گفته ی امام (ره) «‌ عشایر ذخایر کشواند؟ ‍‍»

آیا امروزه نیز دیدگاه امام خمینی (ره) دربین مسئولین موجود است؟ آیا عزت نفس انسان این گونه بی ارزش شده است که ما حتی نباید به آن فکر کنیم؟

آیا بی توجه بودن به عزت انسانی از دیدگاه قرآن گناه نیست؟

آیا جواب شهامت ها و جوانمردی عشایر ایران در این مرز و بوم در قبل و در هنگام هشت سال دفاع مقدس این است؟

آیا با نادیده گرفتن عشایر به خون شهیدان عشایر بی حرمتی نمی شود؟

و آیا …

بنده به عنوان یک جوان قشقایی و کسی که در منظر خداوند باری تعالی خود را مسئول می دانم از مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی عاجزانه درخواست دارم هرچه سریعتر برای این شرایط راهکاری در نظر بگیرند …

با تشکر

کامران فریدونی کشکولی



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی


اولین روزنامه ی قشقایی در تاریخ قشقایی با نام عصر قشقایی در حال راه اندازی است. داشتن روزنامه که یکی از اساسی ترین نیاز های هر جامعه ای برای اطلاع رسانی از احوال خویش است برای قشقایی ها نیز آغاز شده و ما می کوشیم این راه را تا آن زمان که دارای یک روزنامه باشیم با جان و دل ادامه دهیم.

هم اکنون ویژه نامه ی قشقایی که بصورت یک گاه نامه است و در چهار برگ می باشد، به عنوان ضمیمه ی روزنامه ی عصر مردم در حال آماده سازی برای چاپ است و به یاری خداوند در هفته ی آینده شماره ی اول آن با تیراژی بالغ بر 16000، چاپ و در سطح استان فارس توزیع خواهد شد.

با آنکه برخی از قشقایی ها ما را در این امر کمک کردند اما از اکثریت قشقایی ها که کم لطف بودند و ما را یاری ننمودند. بسیار بسیار گله مندیم و می خواهیم بگوییم که دست شما درد نکند که اینقدر نسبت به مسائل اجتماعی مان بی تفاوتید. واقعا خسته نباشید …

اما باید بگویم با تمام این موانع ما پا به میدان نهاده ایم و با تمام قدرت پیش خواهیم رفت و بی تفاوتی برخی از شما قشقایی ها که اکثریت را هم شامل می شوید نه تنها ما را در این امر دلسرد نخواهد کرد، بلکه ما را در این راه استوار تر نیز خواهد نمود …

به امید آن روز که قشقایی ها در قبال برخی چیزها خود را مسئول بدانند و زندگی را فقط گرجه و بادمجان ندانند …

آدرس دفتر روزنامه : شیراز – نبش خیابان انوری – درفتر روزنامه ی عصر قشقایی

برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن 09394228874 تماس بگیرید …



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 شهریور ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی



چند سال پیش بود که برای کاری به یکی از شهرهای ترک نشین ایران (فیروزآباد) رفته بودم . برای سفارش غذا وارد یکی از رستورانهای آن شدم . البته پس از من مادری به همراه فرزندش و یک خانم دیگر نیز وارد شدند . من سفارش غذا را داده و منتظر بودم تا سفارشم آماده بشه. در همین حین آن فرزند کوچک شروع به گریه و بهانه گرفتن کرد و مادر نیز برای آرام کردن کودکش با او به زبان فارسی چیزهایی گفت. اینجا رو داشته باشین تا بریم ادامه …

مکان: همان قبلی . زمان : چند دقیقه بعد …

مادر در کمال تعجب با خانمی که با هم وارد شده بودند به زبان ترکی صحبت کرد . پس از چندی هم بدون اینکه چیزی سفارش دهند از آنجا خارج شدند …

دخترکی دانشجو به همراه دوستش که در میز بغلی حضور داشتند پس از دیدن این صحنه شروع به تمسخر کرده و خندیدند، بله خندیدند به رفتار مادری که دلش نمیخواست فرزندش زبان ترکی بیاموزد. البته من به آنها حق می دهم که بخندند و در واقع این رفتار آنها بود که واقع گرایانه بود و نه رفتار آن مادر آسیمیله شده . من نیز خندیدم ، البته من و آن دخترک دانشجو با هم خندیدیم اما آن خنده کجا و این خنده کجا…

خندیدم : به حماقت مادری که زبان شیرین ترکی را از کودک بیچاره اش دریغ می کرد و البته دلم برای آن کودک سوخت که باید در دامان چنین مادر بی سوادی بزرگ شود !

خندیدم: به اینکه شرکت نیسان باید برای ما برند خودرو به نام قشقایی بسازد و آن وقت ما …

خندیدم : به اینکه آن مادر نمی دانست ترکی تنها زبانی است در دنیا که فقط یک فعل بی قاعده دارد (1)

خندیدم: به مادری که دلش نمیخواست فرزندش زبان ترکی را بیاموزد یا شاید آن را مایه ننگ می دانست و البته اگه اینجور باشه خیلی افراد پست و ننگین هستن که به این زبان صحبت کرده اند و البته آنها از فرزندانشان ترکی را دریغ نکرده اند . ازجمله : نادرشاه افشار، شاه عباس صفوی، بهمن بیگی، ستارخان، باقر خان، صولت الدوله، باغچه بان، دکتر مصدق، دکتر حسابی ،  جم اوزمیر (رهبر حزب سیزهای آلمان )، فارابی و البته این زبان مشابه زبون سومری هایی بوده که اولین دانشگاهها را در دنیا ایجاد کرده اند (3و2)

خندیدم؟ نه دیگه نخندیم ، از رستوران که بیرون اومدم یه شکلات تلخ خریدم . اون شکلات رو گذاشتم رو زبونم تا طعم تلخ حادثه ای رو که دیده بودم از خاطر ببرم .

منابع :

  1. ” ترین ها ، مجموعه شگفت انگیز ترین دانستنی ها  و رکورد های جهان”1997، GUNIESS. ترجمه : سیف غفاری . صفحه 147
  2. ” ترین ها ، مجموعه شگفت انگیز ترین دانستنی ها  و رکورد های جهان”1997، GUNIESS. ترجمه : سیف غفاری .
  3. ” تاریخ ایران ، از آغاز تا انقراض قاجاریه” نویسنده : حسن پیرنیا، عباس اقبال. چاپ نهم. صفحه 25

  فرستنده ب مطلب : قاشقایی اوغولو



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 شهریور ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی

برخی از دوستان از من خواسته بودند که کتابی را برای آموزش زبان ترکی معرفی نمایم در این مورد باید خدمت دوستان بگویم که هیچ کتاب خوبی در دست نیست که بتوان آن را معرفی نمود اما برای راهنمایی های بیشتر در صورت توان زنگ بزنید تا خدمت شما بگویم که چه کتاب و چه روشی را در پیش بگیرید . . .

ایمیل : kamranfareidouni@yahoo.com

تلفن : 09394228874

بنده ( کامران فریدونی کشکولی ) حاضرم تمام وقتم را برای آموزش ترکی صرف نمایم اگر فردی بخواهد یادبگیرد البته

با تشکر کامران فریدونی کشکولی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 شهریور ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی

در جزوه ی زیر شما می توانید به راحتی خصوصیات شعر ترکی را یاد بگیرید و بدانید که گفتن قصیده ؛ غزل و … برای زبان ترکی دلیل بر نفهمی گوینده است که امروزه بسیاری از شاعران ما بسیار ساده آن را به زبان می آورند پس بخوانید و بدانید ….

قشقایی شعری نینگ مبنالارینا بیر باخیش



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 شهریور ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی


چشمانم جولانگاه اشک شوق ؛ قلبم تند ؛ تند و تند تر می تپید

به دقایق پایانی بازی نزدیک می شدیم

چند دقیقه ای بیشتر باقی نمانده

دیگر پیروزی را در مقابل دیدگانم می دیدم

تازه به خود آمدم و فهمیدم که فقط من نیستم

بلکه نگاه سی میلیون ترک ایران به سوت آقای ترکی است

آری سوت آقای ترکی به صدا در آمد

صدای فریاد سی میلیون ترک ایران به پا خواست یاشاسین تورک ؛ یاشاسین تراختور . . .

بغض گلویم را گرفته بود

دیگر دنیا  را به رنگ قرمز می دیدم

به رنگ خون شهیدانی چون باقر خان و ستار خان

به رنگ خون اسماعیل خان قشقایی ( صولت الدوله )

به رنگ خون اولین شهید راه مشروطه علمدار خان

و به رنگ . . .

دیگر از کهکشان و تیم کهکشانی خبری نبود

آبی آسمان رنگش را باخته بود

آری قرمز و قرمزتر می شد

آنگاه بود که خدا را به یاد آوردم

آری خدا باماست

درست است که ما را از دیدن تیم محبوبمان محروم کردند

درست است که تمام دنیا در مقابل ما صف کشیده

ولی خدا با ماست

آری

آری دیگر صدر جدول هم رنگ باخته بود

آری صدر جدول هم قرمز شده بود

ما پیروزیم قهرمانیم

حالا دیگر فقط آسمان آبی نیست ؛ که سرخ گشته

امروز دنیا رنگش را باخته

آری دنیا قرمز است

آن هم قرمز به رنگ خون هواداران تراختور

آری من تورک قشقایی هم دیگر تیم دارم

آری تیم من ؛ جان من ؛ وجود من تیراختور است

یاشاسین تراختور

یاشاسین میلتیمیز



نویسنده : کامران فریدونی کشکولی



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 شهریور ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد چون بر این باورند که:

یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت


من معتقدیم در راه خدمت به مردم قشقایی راههای بسیاری وجود دارد ، در ضمن بر این باورم که در هیچ جای دنیا و هیچ دوره ی تاریخی سرنوشت یک ملت تغییر نکرده مگر به دست خودشان ، پس ما قشقایی ها باید با در نظر گرفتن آفریدگار و معصومین خود برای خود قدم بر داریم .

من به عنوان یک قشقایی وقتی می بینم به یک قشقایی فارغ از طبقه بندی های اجتماعی توهین می شود آنقدر ناراحت می شوم که مرگ را برای خود آرزو می نمایم اما آیا با مرگ این مشکل حل می شود ؟

ما باید به کمک هم و با مدد گرفتن از امامان معصوم قبل از هر عملی تفکر کنیم تا مبادا کاری انجام دهیم که در آینده لعنت برای خود خریده باشیم .

خوشبختانه آنقدر سنم کم است که به فکر نماینده ی مجلس شدن نباشم و برای بازار گرمی حرف نزده باشم آری برخی فقط و فقط برای بازار گرمی و تبلیغات و کسب یک جایگاه در مجلس حرفهایی می زنند که حتی 1 ٪ آن هم عملی نخواهد بود .

یکی از برگترین مشکلات ما این است که فردی که برای قشقایی کار میکن برای قشقایی کار نمی کند بلکه تماما برای خود کار می کنند نمونه های آن بسیارند . . .

به امید روزی که هر کاری که با نام قشقایی شروع می شود برای قشقایی هم باشد نه فقط برای استعمار مردم قشقایی در زیر اسم قشقایی . . .



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 شهریور ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی

ایران سرزمین مادری ماست و برای آن جانمان را می دهیم



هرچه خواستم صبور باشم نتوانستم و به راستی که در این ماه عزیز و این شب های عزیز چه احساسی به آدم دست می دهد وقتی به او تهمت می زنند ، ای امام شعیان ، ای شیر خدا ، ای امام راستینم ، ای یاور تنهای هایم ، حالا می فهمم زیر با تهمت ها ی آن زمان چه کشیده ای ؟ امروز با زبان روزه این مطلب را می نویسم تا بگویم که جدایی طلب کسانی هستند که بر دیگران تهمت جدایی طلب بودن را می زنند چون اگر کسی برای دوستی آمده باشد به دیگران تهمت نخواهد زد . باید بگویم تهمت مخصوص کسانی است که با استناد به واقعیت ها محکوم هستند و برای همین از تهمت یاری می گیرد تا دیگرن را محکوم نماید . . . آیا مردم را منحرف کردید خدا را هم می توانید منحرف نمایید ؟ به راستی که خدا خیر الماکرین است . . . آری ، به همین روزهای مقدس قسم برای فحش هایی که به خانواده ی من می دهی حتی به تو نفرین نخواهم کرد چون می دانم این الفاظ از روی حقارت است . . . به نام مولایم علی ( ع ) قسم برای تهمت هایی که به من می زنی خم به ابرو نخواهم آورد و اگر بحث شخصی بود حتی جوابت را هم نمی دادم اما چه کنم که تو به خون پدرانم توهین می کنی ! تو به هویت من یعنی زبان من توهین می کنی ! تو به خون شهیدانی توهین می کنی که جان خود را برای این سرزمین داده اند ! آری تو به انسانیت توهین می کنی و من مجبورم که از خون پدرانم دفاع کنم آری مجبورم ‍‍… چرا من ترک باید برای کار کردن برای فرهنگ خودم هم توهین بشنوم ؟ چه کسی جدایی طلبه ها ؟ من جدایی طلبم یا تو . . . ؟ خجالت نمی کشی در این ماه مبارک به من تهمت می زنی ؟ حداقل از نام امام شیعیان علی ( ع ) خجالت بکش . . . من جدایی طلبم که در طول تاریخ پدران من با خونشان پهنه ی ایران زمین را رنگین نمودند یا تو ؟ من جدایی طلبم که ویژگی ها ی خودم را تشریح می کنم یا تو که ویژگی های مرا زیر پا له می کنی ؟ من جدایی طلبم یا تو که تاریخ من را تحریف می کنی تا برای خودت تاریخ درست کنی ؟ براستی که لعنت بر رضا پهلوی که حتی نام فامیلش را هم دزدیده است . . . از دید من کسانی که من را جدایی طلب می دانند دو دسته اند یا من را نمی شناسند و اظهار نظر می کنند که نا آگاهند و من مسئول نادانی آنان نیستم یا آنکه می دانند ، که این گروه خائن اند نه خائن نسبت به حق من ، نه ، خائن به خون شهیدانی که برای آبادانی و پایداری این مرز و بوم خونشان را ، جانشان را و حتی می توان گفت بودن و وجودشان را تقدیم کرده اند ! ای آنانی که ما ترکان را جدایی طلب می دانید بدانید در طول تاریخ ایران ، همواره ترکان برای دفاع از وطن خویش از جان و مال خود گذشته و در مقابل استعمارگران و دشمنان ملت ایران همانند کوهی استوار ایستاده اند . ترک های ایران فقط بعد از ورود دین مبین اسلام به ایران حدود 1100 ( هزار و صد ) سال در ایران حکومت نموده اند . از نمونه ی جان فشانی های ترکان ایران می توان به پایان دادن به استعمار 110 ساله ی پرتغالی ها بر جنوب ایران اشاره نمود . در آن نبرد که توسط قشقایی ها صورت گرفت ، رهبری قشقایی ها را امام قلی خان شاهی لو پسر الله وردی خان به عهده داشت و بعد از پیکاری سخت قشقیی ها توانستند شهر قومبرون ( بندرعباس امروزی ) را از دست بزرگترین استعمارگر آن زمان رها سازند .ای آنانی که ما ترکان را جدایی طلب می دانید ،‌ دفاع از خاک میهن عزیزمان در جنگ جهانی اول و دوم به دست چه کسانی صورت گرفت ؟ چه کسانی انگلیسی ها را با اردنگی از خاک ایران بیرون انداختند ؟ آیا از خدا نمی ترسید که اینگونه به ما تهمت می زنید ؟ چگونه وجدان شما قبول می کند که فعالیت ترکان در انقلاب مشروطه را نادیده بگیرید ؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم که با وجود اینکه در کنار دکتر مصدق با اجنبی جنگیدیم حالا اسم همه در لیست وجود دارد به جزء‌ نام ترکان قشقایی ؟ در جریان مشروطه ستار خان را چه کسانی در پاک اتابک به شهادت رساندند ؟ چگونه می توانید خون علمدار خان کشکولی ( علمدار مشروطیت ) به عنوان اولین شهید راه مشروطه نادیده بگیرید بعد در این ماه مبارک به من به عنوان یک ترک تهمت جدایی طلبی بزنید چگونه ؟ وقتی مردان و زنان ترک آذربایجانی در محاصره ی اجنبی ها از گرسنگی جان می دادند شما ها کجا بودید اما درود بر برادران ترکی آذربایجانیم که خوردن علف را به نوکری اجنبی ترجیح دادند درود که شما فرزندان مردانی چون بابک ، ستارخان و باقر خان اید . . . بعد از غلبه ی انگلیسی ها و عواملشان در ایران بخصوص از زمان رضا پهلوی ، که فشار ، خفقان و تهدید ، سایه شوم خود را بر تمام قومیت های ایران می گسترد ، قشقایی ها نیز همانند نیاکان پیشین خود بیش از هر قوم دیگری قربانی سیاستهای سلطه – جویانه ی انگلیس قرار می گرفتند و نه تنها سیاستمداران ، خوانین ، بزرگان و روشنفکران قشقایی اعدام ، تبعید ، زندانی و شکنجه شدند ، بلکه مردم بی پناه قشقایی نیز مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند و در انظار عموم و بین سایر اقوام ایرانی نیز به عنوان یاغی معرفی گردیدند آن موقع شما کجا بودید . . . ؟ درود بر آزاد مردان ترک ایران که در هشت سال جنگ بر علیه صدام نیز وظیفه ی خود را در قبال سرزمین مادری خود انجام دادند ،‌ اگر آمار شهدای اقوام مختلف ایران ، در جنگ ایران و عراق را با هم مقایسه کنید ، خواهید دید که جوانان ما ترک ها چگونه با رشادت هایشان این مرز و بوم را از دست اجنبی های بعثی بیرون کشیدند و خواهید دید که تعداد شهدای کدام قوم بیشتر است ، کوچکترین مثال آن فتح خرمشهر است که به فرماندهی ترک های ایران آزاد گردید که بعد ها عاملی شد برای خود باوری و عقب راندن بعثی ها از ایران . . . دانشمندانی همچون ابو علی سینا ،‌ خوارزمی ، شمس تبریزی ،‌ اولوغ بیگ ، فارابی ، ابوریحان بیرونی ، مولوی ، شهریار و . . . همگی ترک ایرانی بوده اند که همگی وظیف ی خود را نسبت به مهین مادریشان انجام داده اند آنگاه آنها را ایرانی می نامید تا با انحرافی که در آن ایجاد می کنید این دانشمندان را غیر ترک معرفی کنید ؟ چرا ؟ آیا می دانید که اولین مدرسه به سبک نوین ، اولین چاپخانه ، ترجمه اولین کتب خارجی ، نخستین رمان ، ادبیات کودک ، نخستین کتابخانه عمومی ، اولین شعر نو ، اولین سینما ، اولین نمایشنامه و تئاتر، اولین عکاسی ، نخستین دانشگاه پزشکی ، اولین دانشکده پرستاری و مامایی ، نخستین مدرسه کرو لال ها ، اولین مدرسه نابینایان ، نخستین کودکستان و … در ایران توسط ترک ها پایه گذاری شده است ؟ در پایان بر خون تمام شهیدانی که برای این مرز و بوم خون خود را تقدیم نمودند درود می فرستم و باید بگویم تا جان در بدنمان است همانند پدرانمان برای سرزمین مادریمان ایران و دین عزیزمان اسلام خواهیم جنگید . .



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی

 

دهکده سیاسی: روزنامه اشتاندارد اتریش، حمید آلتین‌توپ از زمانی که به سن گرفتن روزه رسیده، همواره اقدام به انجام این فریضه دینی کرده است. این بازیکن مسلمان و ترک در جریان یک برنامه دینی تلویزیونی که به مناسبت شروع ماه مبارک رمضان از تلویزیون ترکیه پخش شد، اظهار داشت: از زمانی که به سن واجب برای گرفتن روزه رسیدم،‌ همیشه اقدام به گرفتن روزه کرده‌ام. البته این عبادت در روزهایی که مجبور به حضور در مسابقه بوده‌‌ام، برایم سخت‌تر بوده است.

وی افزود: با توجه به تجربه‌ چند سالی که روزه گرفته‌ام،‌ فکر می‌کنم بازیکنان مسلمان با گرفتن روزه دچار ضعف نخواهند شد، بلکه حتی آن‌گونه که من تجربه کرده‌ام، انجام این فریضه بر راندمان کاری‌شان اثر مثبت می‌گذارد.

آلتین‌توپ که در تیم ملی ترکیه بازی می‌کند و تا پایان فصل گذشته عضو بایرن‌مونیخ آلمان بود، ادامه داد: به باور من هر وقت که روزه گرفته‌ام، میزان هوشیاری و دقتم افزایش یافته که همین بر روی بازی‌ام اثر مثبت گذاشته است.

این ستاره اکنون به همراه دیگر بازیکنان مسلمان رئال‌مادرید همچون مسعود اوزیل و کریم بن‌زما با هماهنگی با خوزه مورینیو در روزهای غیر مسابقه روزه می‌گیرند.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی

تأکید مقام رهبری بر بازنگری در حوزه علوم انسانی که در سال‌های گذشته همواره وجود داشته و البته نارضایتی ایشان نیز متأسفانه همچنان هست، چنان‌که ایشان درباره کرسی‌های آزاداندیشی فرمودند: «عملاً آن کاری که من گفته بودم، انجام نشده است، نه در حوزه و نه در دانشگاه»، نشان می‌دهد که در آغاز راه بزرگیم که دیرکرد در انجام آن، پذیرفتنی نیست؛ چیزی که با نام علوم انسانی از غرب به سوغات رسیده، سرشار از فریب‌کاری و دروغ است و به هیچ وجه زیبنده یک جامعه اسلامی ـ که می‌خواهد در پرتو آموزه‌های الله زندگی کند ـ نیست و به طور کل، دامنه آسیب‌های وارده در شاخه‌های علوم انسانی، گسترده و بی پایان است.

در مطلب پیش روی، تلاش می‌کنیم با ارایه یک مثال با استدلال‌های کافی، نشان دهیم که چگونه متخصصان تاریخی فرستاده شده از طرف دانشگاه‌های غرب (در اینجا دانشگاه شیکاگو) با جعل و دروغ درباره تاریخ پیش از اسلام ایران و دستکاری و فریب در ابنیه تخت جمشید و ساختن داستان‌های خیالی درباره آن، زمینه‌های فریب بخشی از جامعه را فراهم آورده‌اند تا با بهره از آن، زمینه‌های تفرقه افکنی بین مردم مسلمان ایران و دیگر مسلمین منطقه را فراهم کنند.

برای اثبات بهتر بحث، آرایه‌های دیداری که از طرف مهندسان معماری کشور ـ در پاسخ به درخواست دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تحت مدیریت آقای عباس سلیمی نمین ـ نیز در گزارشی رسمی پذیرفته شده، مبنا قرار گرفته و از ورود به حوزه‌هایی که در مورد آنها اتفاق نظر نیست، پرهیز شده است.

ذکر این مهم لازم است که نبود نیت حرفه‌ای و صادقانه نزد مورخان غربی پیش از این توسط مقام رهبری بیان شده است و ایشان تذکر لازم را در این باره داده‌اند. چنان‌که در سفری که معظم له در سال 1383 به همدان داشتند، پس از بیان نظریات استاندار همدان درباره تاریخ مادها و مرکزیت آنها در این شهر، به بیان ایرادهایی در تاریخ رسمی اشاره کرده و درباره پافشاری غربی‌ها در عظمت دادن به هخامنشیان فرمودند: «فرنگی‏ها اصرار داشتند هخامنشی‏ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اولِ تاریخ بدانند؛ حتّی مادها را هم از یاد برده‏اند. کار مستشرقان اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده، لیکن حفاری‏ها و شناخت‌ها و نشانه‏های گوناگون تمدنی به ما نشان می‏دهد که در سرتاسر ایرانِ کنونی ما تمدن‌های بسیار قدیمی ـ که برخی شاید از تمدن مصر هم قدیمی‏تر باشد ـ وجود دارد؛ تمدن‌های شش هزار ساله، هفت هزار ساله…».

ما در اینجا نمی خواهیم به کل تاریخ هخامنشیان و بحث‌هایی که درباره آنها هست، بپردازیم، بلکه می‏خواهیم به یک نکته اساسی و مغفول مانده اشاره کنیم که می‌تواند مانند نقطه عطفی رفتار کند.

مورخان غربی فعال در حوزه تاریخ ایران ـ که همگی یهودی هستند ـ دلیل برتری هخامنشیان بر تمدن‌های قدیمی این سرزمین را بنای تخت جمشید معرفی می‌کنند. این بنا از دوران پهلوی به سمبل ناسیونالیسم در ایران تبدیل شده است که جشن‌های 2500 ساله اوج این نمایش بود. نکته مهم غافل مانده این که آیا این محوطه (تخت جمشید) یک بنای ایرانی است که بهانه ترویج ناسیونالیسم ایرانی قرار گرفته است؟ آیا در آنجا شاهان بزرگ هخامنشی جشن‌ها برگزار می‌کرده‌اند و بر جهان فرمان می‌رانده‌اند؟ آیا اساساً این بنا مورد بهره‌برداری بوده است؟

اطلاعات کنونی ما محدود به دیدگاه های اساتید یهودی دانشگاه‌های غرب به ویژه دانشگاه «شیکاگو» است که امروزه ارزش و اعتبار علمی آنها کاملاً زیر سؤال است و ثابت شده که به جای تحقیقات علمی آزاد، به جعل تاریخ و دروغ نویسی مشغولند و با سمبل سازی‌های بی بنیان تلاش می‌کنند زمینه‌های تفرقه بین مسلمین را فراهم آورند.

محوطه تخت جمشید دارای هفت بخش گوناگون است که نزدیک 2480 سال پیش، کار ساختمانی آن قسمت‌ها با هم آغاز شد و هیچ یک قسمتی، بیش از 30 درصد از آن ساخته نشد و چیزی که هم اکنون هست، همانی است که 2480 سال پیش بوده است.

جاعلان ارسالی از طرف دانشگاه‌های غرب با فریبکاری این‌گونه القا کرده‌اند که این محوطه هخامنشی، تکمیل شده و محل اقتدار سلسله هخامنشی بوده است. محوطه باستانی و نیمه کاره تخت جمشید ـ که در واقع یک محوطه بابلی است ـ به همت دانشگاه‌های غرب به صورت یک مرکز برای معرفی اقتدار سلسله موسوم به هخامنشیان درآمده است.

در عکس‌هایی که در زیر آمده، نیمه کاره بودن آن و بابلی بودن آن با بهره بردن از آرایه‌های دیداری اثبات می‌شود تا شاید سازمان میراث فرهنگی به وظیفه ذاتی خود عمل کرده و با یک گفت‌وگوی ملی به کشف حقیقت کمک نماید تا راه تفرقه با استفاده از بحث‌های ناسیونالیستی، بسته شود.

تصاویری که در زیر ارایه می‌شود، به آسیب‌هایی که کارشناسان دانشگاه شیکاگو در حفاری‌های انجام شده در جهت تغییر هویت و کامل نشان دادن بنا انجام دادند، پرداخته و تلاش می‌کند پرده از یک جعل روشن که نشان دهنده ماهیت واقعی دانشگاه‌های پرادعای غرب است، بردارد.

امید که این سند محکم، باعث شود نظام دانشگاه ما، اعم از مسئولان و دانشجویان، با درک لزوم بومی کردن علوم انسانی را نه تنها در حوزه تاریخ، بلکه در همه حوزه‌ها احساس کرده و گام‌هایی بلند در این باره بردارند.

تصویر شماره 1:

چنان‌که به روشنی مشخص است، در حفاری‌های دانشگاه شیکاگو، یک بنای عظیم خشت و گلی نمایان شده و نشان می‌دهد این محوطه یک بنای عیلامی است که پیش از آغاز به کار ساخت بخش‌های سنگی، قرن‌ها فعال بوده و در زیگورات آن فعالیت‌های مذهبی انجام می‌شده است.

 

 تصویر شماره 2:

 


در این تصویر، شاهد یکی از بخش‌های عیلامی بیرون آمده از دل خاک هستیم که توسط دانشگاه غربی تخریب و از صحنه روزگار محو شده است. چنین صحنه‌ای هم اکنون در تخت جمشید، نیست.



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی

 


سامی یوسف در تیرماه سال ۱۹۸۰ در یک خانوادهٔ آذربایجانی در شهر تهران متولد شد.[۲] در ۳ سالگی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا رفت. در ۱۸ سالگی برای تحصیل وارد فرهنگستان سلطنتی موسیقی[۳] در لندن شد.

سامی یوسف مسلمانی است که معتقد است موسیقی راهی برای رساندن پیام اسلام و تشویق جوانان به اینکه به هویت و دین خود افتخار کنند، است. موسیقی او غالباً دربر گیرندهٔ ترانه‌هایی است با مضمون اسلام و مسلمان بودن در جهان امروز است. وی همچنین از موضوعات اجتماعی و بشر دوستانه در موسیقی خود استفاده می‌کند.

عده‌ای موفقیت سامی یوسف را در قبال چهره او و یا کلیپ‌هایی که از آهنگ‌هایش ساخته می‌شود، می‌دانند اما بی شک مضامین اجتماعی، آرمان‌گرایانه و اعتراضی ترانه‌ها و آهنگ‌هایش هم در این موفقیت، بخصوص در موسیقی جهان اسلامی، بی‌تأثیر نیست.


منبع : وبسایت ویکیپدیا

نویسنده : کامران فریدونی کشکولی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی



امروز خود را در قفسی حس می کنم نه در قفسی که کسی من را در آن افکنده باشد نه قفسی که از بی کسی در آن افتاده ام ، قفسی که خود می دانم چگونه باید بیرون بروم اما زانوهایم جان یاری ندارند تا خویش را از این قفس خلاص کنم ، آری قفس من تنهایی من است . . .


نویسنده  :  کامران فریدونی کشکولی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی


بو دونیایا گلیب گلندن به لی

سازی صحبت خوش آوازدان دویمادیم

اؤزۆمۆ  تانیییب  بیلندن به لی

خوب یولداشتان اهلی رازدان دویمادیم

خوش او گۆن کۆ دلبرینن روبیرو

اوتوروب ائدیردیک شیرین گوفتو گو

او یارینگ الینده تاززا دستنبو

عیشوه ‌دن غمزه ‌دن نازدان دویمادیم

خوش او گۆن کۆ نازلی یاری بولویردوم

گاه کۆسدۆرۆب گاه گؤینۆنۆ آلییردیم

کۆسدۆرنده قول بوینونا سالییردیم

هرنه اؤپتۆم قشنگ قیزدن دویمادیم

یئری شورا گۆل و رئیحان بیتیرمز

اصیل زادا اؤز اصلینی ایتیرمز

قارین توشا گؤز تاماشا گؤتۆرمز

هرنه باختیم آلا گؤزدن دویمادیم

مأذون دئیه ‌ر : سئیر ائیله ‌دیم چؤللری

سیاحت ائیله‌دیم آغیر ائللری

باغچالاردا دۆردۆم قیزیل گۆللری

آیایدین، جوانلیک ، یازدان دویمادیم


تایپ ائده ن : کامران فریدونی کشکولی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد ماه سال 1390 توسط داغلار ده لی سی



آیا تا بحال به رقص / دعای هه لی دقت نموده اید ؟ در این دعا اگر تمام افراد هم جهت باشند ، این دعا به بهترین شکل ممکن انجام می شود . فقط کافی است یکی در خلاف جهت دیگران حرکت نماید آن موقع است که کل مجموعه به هم خواهد ریخت ، این قضیه در زندگی ما نیز صادق است عزیزان ما اگر در زندگی مان توحید را نداشته باشیم باطلیم و برای پوچ می رویم چون فقط اگر هدف ما یکی باشد و برای آن تلاش نماییم می توانیم موفق شویم .

عزیزان من بیایید یکبار هم که شده از من بودن ، از غرور های پوچ  و از تمام چیزهایی که باعث شد تا پدران ما زبان ما را به این ذلالت انسانی دچار کنند بگذریم و برای من ما را از بین نبریم .

ما انسانیم و انسان را به واسطه ی هویت می شناسند ، حال هویت ما چیست ؟

بیایید یک بار هم که شده در زندگی خود هه لی را اجرا کنیم . . .

بیاید در یک مسیر و به گرد یک چیز بگردیم و دست در دست هم در یک جهت حرکت کنیم ، اینبار عقل را رهاکنیم و با احساس ( قلب هامان ) به آسمان برویم ، آری ما آسمانی هستیم . . .



نویسنده : کامران فریدونی کشکولی



statistics

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا